تجربه ی تازه

تجربه تازه

تجربه تازه


در ادبیات فارسی و ادبیات جهان حتی، ابراهیم های زیادی وجود دارند. ما داستان بعضی از آن ها را شنیده ایم، خوانده ایم، دیده ایم و داستان بسیاری شان را هم نمی دانیم. با این حال، از بین تمام این ابراهیم ها، دو ابراهیم هستند که بیش از دیگران به هم شبیه اند. ادامه نوشته

امید این روزها

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


امید این روزهای من پاییز پرستوی سفیده که مشتاق خواندنش هستم و هر چه میخوانمش بیشتر و بیشتر با آن اُنس میگیرم و آرام میشوم ، الان صفحه ی 150 رو دارم میخونم ، مادر بزرگم پیش ماست و داره کتاب خوندنم و نگاه میکنه ، همه چی خوبه و من امیدوارم به این روزهای پاییزی که در راهند …

می خوانی و می‌خوانی

پاییز پرستوی سفید
می خوانی و می‌خوانی و می خوانی، با همان لهجه ی عجیب و آشنا که من نمیدانم متعلق به کجاست و فقط گرما وصمیمیت اش را احساس میکنم.
میخوانی و مرا با خودت به آن روز ها میبری، آن روز ها که در کلاس درس ات روی صندلی های آهنی می‌نشستیم و هر چند لحظه سرَک می کشیدیم تا ببینیم لا به لای کتاب ها وجزوه هایت از آن کاغذ های جادویی هست یا نه ، همان کاغذ ها که متعلق به جهانی دیگر بود. ادامه نوشته