شرحی بر «پاییز پرستوی سفید»

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


چهار سالی بود که منتظرش بودم. نمی‌دانستم اسمش «پاییز پرستوی سفید» خواهد بود، اما حدس می‌زدم که داستان روایتی از زندگی یک پسر ایلیاتی باشد. این را هم نمی‌دانستم که قرار است مضمون جستجو و عشق را داشته باشد ادامه نوشته

چادر سفید مدرسه عشایری

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


تقدیم به فرزند شایسته ایل

استاد دکتر سلیمی کوچی

ستاره ای که در چادر سفید مدرسه عشایری و از میان ظلمات زمان طلوع کرد
و اینک چون خورشیدی فروزان در آسمان علم و معرفت می درخشد.

اسماعیل مردانلو

دامان ایل

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


با سلام و درود

فرزند اندیشمند ایل
دکتر ابراهیم سلیمی کوچی

درود خداوند بر تو انسان اندیشمند و اهل قلم باعث افتخار ما هستی و به خود میبالیم که از دامان ایل عرب خمسه فرزندی رشد کرد بزرگ شد که بزرگی و ارزش را در خدمت به هم نوع و انسانیت دانست. ادامه نوشته

سنحاق بی بی

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


بالاخره رسید دستم، دارم می خونمش.
من حیدر آبادو ندیدم. اما ترک آباد شهرضا رو دیدم. مثل حیدرآباد فساست منطقا. قشقایی ها اونجاند. اما همچین جای قشنگی نیست. هیچ وقت دلم نخواست ترک آبادی باشم. اما حیدرآبادی چرا.
علتش اینه که میون اون همه کمبود امکانات تو رنگ قشنگ سنحاق زیر گلوی بی بی عطری رو توصیف کردی. مهرش رو محبتش رو.
جای اینکه تو بخوای بچه شهری باشی من حسودیم میشه که چرا بچه عشایر نیستم.