از اسم گذاشتن برای یه ترکه بید

پاییز پرستوی سفید
کتابتونو چند روزیه تموم کردم.عالی بود واقعا لذت بردم.خیلی خیلی بهم انگیزه و قدرت داد.تک تک حسا و جمله هاشو درک کردم .از اسم گذاشتن برای یه ترکه بید و بوسیدنش تا نشستن هیولا روی قلبم و چنگ انداختنش. واقعا حسرت میخورم که چرا آدمایی مثل بوجی و جیران توی زندگی من نبودن و از طرفی خوشحالم که الانم باهاشون آشنا شدم. ادامه نوشته

سالها و سالها

پاییز پرستوی سفید
فقط و فقط این نام را چشمه هایی به زبان می اورند که تو را زاییده اند.
ابراهیم عزیز جیرانت تا زمانی برای تو بود که در سینه ات محفوظ بود و حال که ان را فاش گفته ای و از گفته خود دلشادی این را بدان که جیرانت برای تمام نسل هاست برای تمام دختر و پسرهایی که زمانه شاید گرد پیری بر رخسارشان نشانده و شاید هنوز و هنوز پا به این دنیای خاکی نگذاشته اند. انگار جیرانت را سالها و سالهاست که میشناسمش . ادامه نوشته

شخصیت پردازی پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


به نظرم شخصیت پردازی راوی در مورد افراد داستان بسیار عالی بود به طوری که احساس میشد راوی خیلی خوب آنها را میشناسد، چون جزئی از وجود و شخصیت خودش هستند، با انها زندگی کرده و رابطه نزدیکی داشته است. دغدغه ها، سرگرمی ها و حتی پرسش هایی که این نوجوانان برایشان پیش می آید، دقیقا همان هایی هستند که برای تمام دهه شصتی ها در هر شهر و با هر نژاد و قومیتی اتفاق افتاده. مثل دیدن فیلم های بروس لی از نوع ویدئویی، علاقه به فوتبال به ویژه آمریکای جنوبی، عشق به مارادونا و پله، بلوارهای خاطره انگیز در محله، ادامه نوشته