اینجا شب است

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


پاییز پرستوی سفید
شما نعمتید؛ چیزی مثل سلامتی.
اینجا شب است؛ تاریکی محض و ساکت‌تر از همیشه. مدتهاست قلمم را بوسیده‌ام و گذاشته‌ام کنار. دُرُست از همان موقعی ک ثمره‌ای در نوشتن ندیدم جز تازه شدن داغِ دل؛ همان وقتی ک هرچه نوشتم غصه‌ی دلم بیشتر شد و بیشتر شد و بیشتر. همان لحظه‌ای ک دیگر همان یک نفر هم نبود ک نوشته‌هایم را بااشتیاق تحویلش دهم و باالتهاب، منتظر پاسخش بمانم. ادامه نوشته