یورد

یورد


یورد
در زندگی ایلیاتی هیچ‌چیز به اندازه‌ی محلّ برپایی سیاه‌چادر و آغُل و به‌طورِ کلی جایی که به آن «یورد» می‌گویند اهمیّت ندارد. تنها چیزی که در زندگیِ سیّار و بی‌تعلّقِ ایلیاتی ماندگار می‌مانَد، یورد است. یورد، خانه است. چیزی فراتر از خانه. ادامه نوشته

یادداشت مسعود سینایی فر نویسنده و منتقد


ابراهيم سليمي كوچي، همانقدر كه در شعر امر عادي را شاعرانه مي كند و سهل و ممتنع مي سرايد، نگاهش در نثر هم شاعرانه و قند مكرر. تحليل مقوله اي حسي و عاطفي مانند دوستي (كه امري عاطفي است) را به نسبيتي سيال در بند اول و دوم تقليل مي دهد و دوباره وصل مي كند ادامه نوشته

هلاکِ ما

درباره‌ی سعدی


آثار و اندیشه‌های سعدی، از اندک هواهای تازه‌ی ادبیات فارسی است. روزنه‌ی باارزشی که بخشی از دیوارِ تیره و تباهِ ناکامی‌ها و رنج‌های روزگارهای سپری‌شده این قوم را از فقرِ انسان‌دوستی نجات داده است. بدونِ سعدی، دستِ تمدّنِ ایرانی از خیلی از داشته‌های اندکش در بابِ مهر و آزادگی و عشق و شفقتِ دلیرانه خالی است. ادامه نوشته

بکرترین قصه‌ی بی‌سرانجام

بکرترین قصه‌ی بی‌سرانجام

بکرترین قصه‌ی بی‌سرانجام

آسمانِ بالای سرِ ورزشگاه‌های فوتبال، آسمانِ بلندی است. آسمانی که کلی امید و تلاش و خلّاقیّت و تحرّک را زیر پر و بالِ خود می‌گیرد و آدمی را به ضروری‌ترین ارزش‌های زندگی مثلِ حسِ رهایی و هیجان و سرزندگی و تعلّق نزدیک‌تر می‌کند. ادامه نوشته

تجربه ی تازه

تجربه تازه

تجربه تازه


در ادبیات فارسی و ادبیات جهان حتی، ابراهیم های زیادی وجود دارند. ما داستان بعضی از آن ها را شنیده ایم، خوانده ایم، دیده ایم و داستان بسیاری شان را هم نمی دانیم. با این حال، از بین تمام این ابراهیم ها، دو ابراهیم هستند که بیش از دیگران به هم شبیه اند. ادامه نوشته

بی‌مرزترین اردوگاهِ پناهندگی

بی مرز ترین اردوگاه پناهندگی

بی مرز ترین اردوگاه پناهندگی


امروز هم زندگی
ته دلم را خالی کرد،
مچاله‌ام کرد، دورم ریخت
شانس آوردم دوسه‌ ترانه ضدِ بُغض، دوسه آهنگِ ضدِدرد همراهم بود
یادم باشد همین فردا
نامه‌ای ده‌کلمه‌ای به سازمان ملل بنویسم:
“سلام. از موسیقی تشکر کنید. موسیقی بی‌مرزترین اردوگاهِ پناهندگی دنیاست”.

شرحی بر «پاییز پرستوی سفید»

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


چهار سالی بود که منتظرش بودم. نمی‌دانستم اسمش «پاییز پرستوی سفید» خواهد بود، اما حدس می‌زدم که داستان روایتی از زندگی یک پسر ایلیاتی باشد. این را هم نمی‌دانستم که قرار است مضمون جستجو و عشق را داشته باشد ادامه نوشته

راه های نرفته

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


“پشیمونی کارای نکرده دل آدمو خون میکنه، آدمو پیر می کنه، پشیمونی راه های نرفته آدمو خورد و خمیر می کنه.”
جمله های بالا شاید جمله های ساده و روز مره ای باشد که خیلی اوقات با اونها درگیر بودیم ولی نمی دونم چرا خواندن اونها در. “کتاب پاییز پرستوي سفید” يه حس دیگه ای رو بهم داد پشیمونی کار های نکرده واقعا تلخی اش و دردناکی اش در درونم غوغا کرد…. ادامه نوشته