صدای سخن عشق

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


مدتی است که منتظر بودم در فرصتی مناسب دیدگاهم را در مورد “پاییز پرستوی سفید” برایتان بفرستم.. اکنون می بینم چه فرصتی بهتر از بودن در پیشگاه امام مهربانی ها…گویی این کتاب انقدر برایم تقدس پیدا کرده و به موجودی عزیز و دوست داشتنی تبدیل شده که جز حضور در این چنین مکان مقدسی نمی توانستم درباره این کتاب والا سخن بگویم.
دیدار من با پاییز پرستوی سفید، قبل از انکه حتی به دست خود نویسنده اش برسد، دیداری شکفت انگیز بود و گویی از همان نگاه اول جایش را در روح و قلبم باز کرد. هر چند هنوز نخوانده بودمش اما حسی عجیب من را به این کتاب پیوند می داد. زمانی که شروع به خواندنش کردم رفته رفته این حس تبدیل به پیوندی عمیق شد به طوری که حتی یک لحظه هم نمی توانم آن را از خود دور کنم. ادامه نوشته

بستنی مهر

پاییز پرستوی سفید

از اول که تکه ها و بخش های کتاب را خوانده بودم شور و شوق زیادی داشتم برای خوندنش. امروز اما صفحات را میخوانم و ….
باورتون نمیشه اقای دکتر چه حس و حالی دارم. من و خواهر برادرهام از مشتری های بستنی مهر شما بودیم. خانه کودکی ما همان حوالی بود. آن طرف کانال. باورتان نمیشود که چقدر یاد خاطره های آن دور و زمان میکنیم و چقدر حس خوبی میدهد وقتی یاد آن روزها دوباره جلو چشمانم می آید. همیشه زندگی آدم های آن طرف کانال برایم رمز آلود بود. دنیا دنیا ممنونم به خاطر هدیه این همه حس خوب. هنوز کتاب را تمام نکرده ام تازه به دستم رسیده مشتاقانه کتاب را خط به خط میخوانم و با خاطرات زنده شده اش زندگی میکنم

از سال‌های ابری تا سال‌های بی‌اَبر

از سال‌های ابری تا سال‌های بی‌اَبر

از سال‌های ابری تا سال‌های بی‌اَبر


(یادداشتی در نکوداشت علی‌اشرف درویشیان)

علی‌اشرف درویشیان از آن تک‌درخت‌های سمج و صبوری بود که از دلِ رنج‌ و آشوب‌ و در‌به‌دری‌ سر برمی‌آورند. او به‌طور حیرت‌آوری تمام شرایطِ نویسنده‌نشدن را داشت و نویسنده شد! هر کس جای او بود، هر کس به اندازۀ یک روزِ او با آن‌چنان رنج‌ها و تنهایی‌ها و محرومیّت‌هایی دست به گریبان می‌شد، حتّی فکر نوشتن هم به ذهنش خطور نمی‌کرد. درویشیان امّا نوشت و به گواهی بیشترِ دوستان و غیردوستانش خوب نوشت. ادامه نوشته

هزار خاطره

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


کتاب به انتها رسید. حالا فهمیده ام چرا نامش پاییز پرستوی سفید است.
از خودم میپرسم چگونه میشود مفاهیم مشترک انسانی مثل زندگی، عشق، دوستی، ثروت و در کل زیبایی و اندوه اینچنین تجارب متفاوتی را رقم بزند. چه جیران ها، براهیماها، بوجی ها در گنجه سینه ها نهفته است. ادامه نوشته

دیدگاه‌های خوانندگان

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


استارت کتاب زدم تو مترو و امشب با اینکه گیج خواب بودم دوست داشتم یکم دیگه بخونن…
دو باری فکر میکنم یه گوشه از دست نوشته هاتونو دانشکده خونده بودین و یه ایده ای داشتم که چقدر میتونست جذاب باشه
ولی حقیقتاً فراتر از تصورم من جذب و درگیر خودش کرد و تا جایی که به از بیشتر از ۲ساعته هر صفحه ای که ورق میزدم قرار بود صفحه آخر باشه و کتاب ببندم و بخوابم ولی غفلت از اینکه با هر خطی که خونده میشد بیشتر و بیشتر آدم درگیر خودش میکنه. ادامه نوشته

روزهای خوب کودکی

پاییز پرستوی سفید
ساعت یک بود شروع کردم به خوندن پاییز پرستوی سفید، بدون اغراق خواب رو از چشمام گرفت اما با حسرت و دلتنگیِ تمام خوندمش،
شاید برای روزهای خوب کودکی که توی داستانتون هر لحظه میتونستم لمسش کنم اما توو غفلت سپری شدند و زندگیِ شیرینی که این اواخر داشتمو و مرگ پدر نابودش کرد…

معلم فارسی

پاییز پرستوی سفید


دلم نمی خواهد جلوی آقای سعادت نیا گردنم را بمالم.بعد از کلاس می روم و به صورتم آب می زنم.مجید می گوید: چشمات شدن کاسه خون.
نمیدانم چرا،اما میگویم:مجید!دلم میخواد معلم بشم.معلم فارسی. ادامه نوشته

قصه های کودکی

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


“پاییز پرستوی سفید” کتابی است از سادگی و صمیمیت ابراهیم سلیمی کوچی. کتابی که گویا آینه ی تمام نمای خود اوست. شبیه به همان قصه هایی که در کودکی برایمان تعریف میکردند و باورمان میشد. قصه هایی پر از قهرمانان چیره دست و قوی. پر زور و نیرومند. همان هایی که کاری از دستشان بر می‌آمد و امید را به ارمغان می آوردند. ادامه نوشته

شخصیت پردازی پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


به نظرم شخصیت پردازی راوی در مورد افراد داستان بسیار عالی بود به طوری که احساس میشد راوی خیلی خوب آنها را میشناسد، چون جزئی از وجود و شخصیت خودش هستند، با انها زندگی کرده و رابطه نزدیکی داشته است. دغدغه ها، سرگرمی ها و حتی پرسش هایی که این نوجوانان برایشان پیش می آید، دقیقا همان هایی هستند که برای تمام دهه شصتی ها در هر شهر و با هر نژاد و قومیتی اتفاق افتاده. مثل دیدن فیلم های بروس لی از نوع ویدئویی، علاقه به فوتبال به ویژه آمریکای جنوبی، عشق به مارادونا و پله، بلوارهای خاطره انگیز در محله، ادامه نوشته