یادداشت مسعود سینایی فر نویسنده و منتقد


ابراهيم سليمي كوچي، همانقدر كه در شعر امر عادي را شاعرانه مي كند و سهل و ممتنع مي سرايد، نگاهش در نثر هم شاعرانه و قند مكرر. تحليل مقوله اي حسي و عاطفي مانند دوستي (كه امري عاطفي است) را به نسبيتي سيال در بند اول و دوم تقليل مي دهد و دوباره وصل مي كند

به همان فضاي عاطفيِ دوستي و شاعرانه اش مي كند و وجوه چندوجهي اش را مي كاود. براي سليمي كوچي جهان و امورش امري است شاعرانه و منشوري دوار، نه به معناي دم دستي اش، بلكه حجمش مي دهد و نگاهي چند وجهي مثل شعر بدان مي اندازد. در داستان و رمان هم بدين گونه مي زييد و نگاه مي كند و به عمل مي آورد.در فراز برون متني نوشتار، رفتارش صادقانه وشاعرانه است. دوستي را لقلقه زبان نمي كند. مي يابدت و برايت وقت مي گذارد وكسوت و سوادش را لحاظ نمي كند وسيال است؛ چون براحتي تن به سادگي و گسست و سستي نمي دهد و در اين وانفسا كه فضاي روابط روشنفكري ما بسيار سودجويانه و ابزاري است، او روشنفكري است عمل گرا و سخت عاطفي، نه به معناي احساساتي اش، بلكه همدلانه. بخاطر اينكه از سرزميني مي آيد پيوسته جاندار و خوندار، كه مرگ را نمي شناسد و تن و جانش عطر و اكسير رهايي بخش ليموهاي ترش اما زندگي بخش سرزمين اش را دارد. سرزمين جادويي كلام و شعر عاشقانه و پيرو اسلاف و همديارانش (حافظ وسعدي). دكتر سليمي كوچي عطر وجودت بي گزند از كجرفتاري هاي حسودان ماناد!
نوشته: مسعود سینایی فر نویسنده و منتقد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.