سالها و سالها

پاییز پرستوی سفید
فقط و فقط این نام را چشمه هایی به زبان می اورند که تو را زاییده اند.
ابراهیم عزیز جیرانت تا زمانی برای تو بود که در سینه ات محفوظ بود و حال که ان را فاش گفته ای و از گفته خود دلشادی این را بدان که جیرانت برای تمام نسل هاست برای تمام دختر و پسرهایی که زمانه شاید گرد پیری بر رخسارشان نشانده و شاید هنوز و هنوز پا به این دنیای خاکی نگذاشته اند. انگار جیرانت را سالها و سالهاست که میشناسمش . چه خوب میبینمش و میشنومش لابلای گل ها ،سنگ ها،اب ها،و کلامت و نگاهت و خط ها و سطرها با جیرانت می خندم و با میگریم ،این کتاب چشمه ایست برای پرستوهای سفید انهایی که همراه با صدای ایل به کوچ رفته اند و دلتنگ امدن بهار هستند.

از دیشب ذهنم درگیر این موضوع هست و دوست دارم برای این غم بزرگ قدمی بردارم .به درونم گوش میکنم صدای کوچ در درونم غوغا به پا کرده میشنوم صدای اجداد و نیاکانم را در زمان کوچ و میبینم خودم را این اسیر زاییده شده در قفس را و نگرانم که بچه من در این دهکده جهانی غم غربت و بی کسی و بی پدری او را خواهد گرفت و در خلا کوچ چنگ به ریشه های پوچ و بی اساس بزند .
ایده .
به نظرم ما باید مثل فیلم جام زرین حسن لو که اقای اصلانی با تبحر چنان با تصویر این جام را واکاوی میکنم که بیننده را بیشتر و بیشتر به شناخت ان سوق میدهد انجام بدهیم.
یعنی باید الفبا برای ایل تعریف کرد بعد از شناخت الفبا کلمه و بعد جمله و شعر و رمان و..
یعنی خیلی ما باید دیتیلی برخورد کنیم واکاوی کنیم و بعد به کوچ بپردازیم . و مبنا را بگذاریم بر الفبای ایل و این زبان را در جهان گسترش بدهیم و دنیا را شیفته الفبای ایل کنیم. بعد خواهیم دید دنیا با شناخت ایل رمان ها خواهد نوشت کاری که غربی ها در پرزنت کردن هنرمندان خود به خوبی بلدند. یعنی می ایند یک نقاشی را واکاوی میکنند. رنگ نور . طراحی ترکیب بندی و… زبان تعریف میکنند و بعد دنیا را در برابر ان اثر وادار به تعظیم میکنند .چیزی که ما نداریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.