شخصیت پردازی پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


به نظرم شخصیت پردازی راوی در مورد افراد داستان بسیار عالی بود به طوری که احساس میشد راوی خیلی خوب آنها را میشناسد، چون جزئی از وجود و شخصیت خودش هستند، با انها زندگی کرده و رابطه نزدیکی داشته است. دغدغه ها، سرگرمی ها و حتی پرسش هایی که این نوجوانان برایشان پیش می آید، دقیقا همان هایی هستند که برای تمام دهه شصتی ها در هر شهر و با هر نژاد و قومیتی اتفاق افتاده. مثل دیدن فیلم های بروس لی از نوع ویدئویی، علاقه به فوتبال به ویژه آمریکای جنوبی، عشق به مارادونا و پله، بلوارهای خاطره انگیز در محله، بعضا معلمهای عبوس و عصبانی و خیلی چیزهای قشنگ و لطیف دیگر از نوع قدیمی. و اینها همه خاطرات شیرینی را در ذهن تمام دهه شصتی ها تداعی میکند که در این رمان به زیبایی ترسیم شده.
نکته آخر در مورد شخصیتی ویژه یعنی جیران. تنها کسی که در این داستان خیلی کم حرف میزند و راوی هم در مورد احساسات این شخص، نباید بگویم که حرفی نمیزند بلکه تعمدا سکوت میکند. راوی عمق وجود جیران را مثل حیدرآبادی ها نمیشکافد، بلکه همیشه چند قدمی با او فاصله دارد . فاصله ای که عشق پاک براهیما به جیران را نشان میدهد. طوری که حتی سعی میکند حتی به ذهن جیران هم وارد نشده و احساسات او را برملا نکند، به خاطر همین است که تا آخر ما نمیفهمیم که احساس واقعی جیران چیست و آیا او هم دچار این عشق پاک شده یا نه؟ بهترین قسمت داستان از نظر من لحظه خداحافظی راوی، دختر و پدرش جلوی مغازه آقای عباسی هست. وقتی از پشت شیشه برای براهیما علامت هفت را نشان میدهد. اینجا هم که حساس ترین لحظه و میتوان گفت آغاز راه برای ابراهیم هست، بین او و جیران به اندازه چند قدمی فاصله وجود دارد، و این من رو یاد فیلم های کارگردان موفق سینمای آمریکا “الیا کازان” می اندازد. کارگردانی که در تمام فیلمهایش سعی دارد عشقی پاک و معصومانه را بین دو شخصیت اصلی به نمایش بگذارد. مثل صحنه ای در فیلم دربارانداز که تری “مارلون براندو” با ادیک دخترک جوان، روی پشت بام مشغول حرف زدن هست و توری های شش ضلعی ریز و به هم پیوسته آشیانه کبوتر بین این دو فاصله ای ایجاد کرده است که حاکی از عشق پاک و بکر این دو نفر میباشد و در آخر فقط یک سوال، که چرا در پایان وقتی جیران به خاک سپرده میشود، براهیما با خودش میگوید که دیگر خیالش راحت است چرا که از این به بعد جیران را گم نخواهد کرد؟

با تشکر

یک دیدگاه در ”شخصیت پردازی پاییز پرستوی سفید

  • اکتبر 21, 2017 در 6:09 ق.ظ
    پیوند یکتا

    مدیریت محترم انتشارات پرستوی سپید درود و وقت بخیر…
    اینجانب سروش ملت پرست،متولد 1358 ، بندرانزلی، نویسنده-کارشناس ارشد علوم سیاسی ، تمایل و آمادگی خویش را در زمینه همکاری به عنوان ویراستار ادبی –مصحح کتب و مقالات اعلام می دارم.
    از سال 1388 با ناشران کتاب در زمینه یاد شده همکاری داشتم و تاکنون بیش از 75 کتاب که ویراستارشان بوده‌ام به چاپ رسیده است از جمله:
    نام کتاب ناشر
    روابط موفق شباهنگ///////////////////روان شناسی معنویت ::فارابی
    چقدر باهوش هستید؟ شباهنگ/////////////////روی خوش استرس::ترانه پدرام
    جاناتان مرغ دریایی کوله پشتی/////// مبانی بیوفیزیک حرکت انسان::حتمی
    شیر علم کوله پشتی///////نقدی بر تئوریهای مدیریت:دانشگاه علامه
    آموزش تکنیک های خوانندگی و بیان رهام///////////////////////////////////////////شیرعلم:کوله پشتی
    عدالت اجتماعی و شهر سازمان فناوری اطلاعات وارتباطات شهرداری تهران
    ظلم،جهل وبرزخیان زمین طرح نو
    ارزیابی برترین شهرهای جهان دانشگاه تربیت معلم(خوارزمی)
    درک رشد اقتصادی دانشگاه خوارزمی
    در سپهر خاتمیت شهر هنر
    سفری به دنیای درون آرماندیس
    سازمان و مدیریت ترمه و …………همکاری با فصلنامه جامعه مهندسان مشاور

    نویسنده کتابهای:بوسه بر غزلهای غربت،…باران و پرسه های دلتنگی و ملوان بندرانزلی حقیقت رویاها ،همچنین از سال 1387 همکاری با روزنامه های اعتماد،اعتماد ملی و حیات نو و هفته نامه دنیای ورزش و ماهنامه دنیای فوتبال به عنوان نویسنده و ویراستار.نویسنده بیش از 100 مقاله از جمله:انسانی فراتر از سنتی و مدرن،ابتذال فراتر از کلیشه های جنسیتی،در رثای رفتارهای تقویمی مان،تصور کن اگه حتی…،به نام بهار وزندگی ،زنده باد نوستالژی،فوتبال افیون توده هاست،ملوان واصلاحات ریشه ای،ملوان ریشه ها یا ملوان کلیشه ها؟! و…
    تلفن :09127113387//ایمیل:soroush.mellatparast@gmail.com// مهر 1396

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.