این روزها

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


وقتی نوشته های شما رو میخونم انگار خیلی آشنا و صمیمی به دل آدم می نشینن ، ما هم از این روزها داشتیم روزهایی که همه چیز مون توی یه قاب تلوزیون سیاه و سفید جا میشد خوب من هم در روستا بزرگ شدم ، جایی کوچک و انگار مردم هم اون موقع ها صمیمی تر و ساده تر بودن ، من هم دوران کودکی م رو کنار عزیزانی چون پدربزرگ و مادر بزرگ سپری کردم خدا رحمتشون کنه امیدواری آدمهای اون دوره ها واقعا امیدواری بود از جنس صاف و ساده زندگی بود و هر روز به ما درس جدیدی میدادند ، باید استفاده کنیم از وجود وحضور عزیز پداران و مادرانمون که گنج های باارزشی هستند . خدا حفظشون کنه همه بزرگان رو و شما رو هم . موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.