آسمان آبی خاطراتمان

پاییز پرستوی سفید

پاییز پرستوی سفید


هر واژه ات یک پرستوی سپید شد،
ما را بر بال خویش بنشاند
و برد به آسمان آبی خاطراتمان
که دیر زمانی را در ابر دلتنگی و غم فرورفته بود…
روزهای هم کلاس بودن، هم صحبت بودن و هم دل بودن را به یاد آور!

روزهایی که هر لبخندت
سرشار از گل واژه های امید، آزادی و آزادگی بود
و نگاهت،
نگاه یک آشنای ساده دل
انگار که سال ها بود با تو همکلاس بودیم
از اولین روز دبستان…
باز هم برایمان بگو!
بگذار باز هم هر واژه ات
تولد یک پرستوی سپید باشد
پرستویی که روزی
از صمیمیت نگاهت پرواز را خواهد آموخت
و بال خواهد گرفت
و ما را همچنان بالا و بالاتر خواهد برد
به سرزمین دوردست ترین خاطراتمان…
“نجمه اکبری”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.